سپاس خدای را عزوجل
منم از تبار آريايي...قشنگ ترين قصيده رهايي...تن نمي دم به رنگ كهربايي...
يه خورده راه افتادم ،به يه ساعت رسيدم.خوشحالم.نمي دونم آقاهه چي شد؟هنوز سخته يا تو هم راه افتادي؟
خيلي وقت بود اون شال سفيدمو سر نكرده بودم.مرسي عزيزم.
+
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 11:46
