
تو دفتر نشسته بودم يه خانومه زنگ زد به مدرسه سراغ بچشو مي گرفت
معاون:دخترتون كدوم كلاسه؟
خانومه:دوم گرافيك
معاون:اسمش چيه؟
خانومه:گل گلاب مثلا"
من گوشام تيز شد،اين كه همين ساعت من باهاش كلاس دارم!!!!
...آخر سر فهميديم دختر ايشون سوم معماريه نه دوم گرافيك!!
جاي مديرمون خالي بود ،بهش بگم اينه اون اولياي حساسي كه مي گه؟؟؟؟
امروز به يكي از بچه ها گفتم دخترم،كلاس منفجر شد،مي گن خانوم بهت نمي آد دختر اين قدي داشته باشي،لبخند مي زنم و ادامه درسمو مي خوام بدم كه شروع مي كنن سوال پرسيدن،خانوم مجردي شما؟يه خورده نگاه مي كنم مي بينم نه دارن هر چي دوست دارن مي گن،مي رم سمت دفتر كلاس،همشون موش مي شن،جيك نمي زنن از ترس منفي.تو دلم مي ميرم از خنده.
وقتي يه مساله رو مي خوان حل كنن،هر كدوم يه جور نگاه مي كنن و هر كس يه ديدي داره برا خودش،دوست دارم اين لحظه ها رو كه مي بينم متفاوتن چقدر آدما با هم!!!
متر دادم دستشون مي گم حياطو متر كن،دوتاشون دعواشون شده سر اينكه از گوشه حياط شروع كنيم يا از كنار در حياط!!!مي گم فرقش چيه؟مي گه كلي فرق داره،گفتم برو جفتشو امتحان كن،فرقشو پيدا كن برام بيار!!!!مي گه چشم!!!!!!!!!.