
آدما چه راحت غرور همديگه رو مي شكنن و چه ساده فك نمي كنن كه حرفشون كلي سنگين بوده و اثر بدي گذاشته.
اونم كيا دوتا از دوست داشتني ترينا و نزديكترينات.يكيش باباي عزيزم كه بنده خدا هيچ منظوري هم نداشت جز سر به سر گذاشتن من منتهاش من رو مسائل مالي بدجور متعصب و مغرورم،خيلي برام سنگين شد اونقدر كه همه ديروز از شدت غم و غصه حس مي كردم الانه كه قلبم وايسه...
هيچ محرمي نيست،هيچ
يكي هم من سادگيو ساده بودنمو هميشه دوست دارم و آدمايي هم دوست دارم كه اين جوري باشن،اون وقت همون آدماي ساده مي آن و سادگي منا تحقير مي كنن و مي گن بي كلاسيه....هرچقدرم من به خودم اعتماد به نفس داشته باشم واز خودم خوشم بياد ولي خوب حرف كسي كه خيلي برات عزيزه روت اثر مي ذاره وحس بدي مي ده.هر چند اونم منظوري نداره...اين جوريه كه ديگه دوست ندارم از زبونش يه سري كلمه ها را بشنوم مثل خوشگل خانوم.چون مي دونم حرف دلش چيه و وقتي حرف زبونش يه چيز ديگه مي شه حس بدي بهم مي ده....خيلي تو اين زمينه حرف دارم ولي نمي شه گفت چون متهم مي شم آخر سر به اينكه توهم زدم...