
امروز مدرسه جشن بود،از ساعت 10تا 12،من مي خواستم بيام خونه و نرم،بهم گفتن جرات مي كني جشن انقلاب رو شركت نمي كني؟با اخم و اكراه رفتيم،تا حالا تو يه مراسم رديف اول جلوي سن ننشسته بودم،امروز گفتن جاتون اون جلوست،نشستيم رديف اول و كلي با دوتا از همكارا مسخره بازي در آورديم،من و "ز"بار اولمون بود مي نشستيم اون جلو خوب!ولي مراسمش قشنگ بود و كار بچه ها حرف نداشت،هر چي باشه 8-9سالي مي شه جشناي اين جوري نرفته بودم،يادش به خير مدرسه كه مي رفتيم جشناي ما هيچ وقت اين همه بخار و شور و نشاط نداشت،همش يه آقايي مي اومد سخنراني و يكي مي اومد مداحي و بعدم نطق هاي دبير پرورشي بود،يا يه سرود ...ولي اينا كلي برنامه داشتن،تئاترشون خيلي زيبا بود و كلي برنامه متنوع ديگه،خوشحال شدم در كل كه رفتم جشن انقلاب شركت كردم.قبل برنامه هم عزا گرفته بودم كه واي الان باز اين مدير مي خواد بياد بشينه بگه پول بديد به مدرسه و ...ولي يه كلمه حرف نزد خوشبختانه.برا همين به من خوش گذشت چون تو برنامه جايي براي مدير و دبير پرورشي و سخنان گوهربارشون نبود!جديدا" از اين دبيراي پرورشي هم داره بدم مي آد!!!يه كارايي مي كننا!!امروز اومده خانومه مي گه بچه ها هفته ديگه اربعينه اين سالن هم متعلق به سپاه پاسداران هست دست نزنيد،كف نزنيد...كه خوشبختانه هيچ كي بهش گوش نداد...