تبليغاتX
fellika.blogfa.com
شنبه سوم اسفند 1387

اوههه،اين روز شنبه كه تموم مي شه من دوست دارم از خوشي بميرم،8ساعت تحمل اون مدرسه!!!!!8ساعت تحمل سر و صداشون!!وقتي مي آم از مدرسه بيرون حس مي كنم 3000نفر تو سر من جشن عروسي و پاي كوبي دارن برگزار مي كنن!!!!!روز به روز دريغ از ديروز!!امروزم همه اعتصاب كرده بودن امتحان ندن،حتي اون گروه خوبم!!ولي من امتحانو گرفتم با يه مكافاتي،با هزار مدل تهديد و اخم و داد و جيغ!!!مزيت مهم اين مدرسه برا من اين بود كه ظرفيت و استعداد خودما تو جيغ زدن پرورش دادم!!!الان چند مدل جيغ بلدم بزنم!!!روز به روز كمتر درس مي خونن،هر چي به آخر ترم نزديك تر مي شيم اينا تنبل تر مي شن،همه دبيرا شاكي ان از دست همه بچه ها،حتي ديگه شاگرد اولشون هم درس نمي خونه!
اين وسط شيما شده مايه آرامشم!ادرسشو خونده بود ،بازم سر كلاس آروم بود،فقط 5دقيقه اجازه گرفت رفت بيرون كه گند زد!با موبايل يكي از بچه ها تو حياط حرف مي زده كه معاون مچشو گرفته...امتحانشم فقط 1.5نمره غلط داشت البته با ارفاق.وضع كلاسشون ببين چيه كه اين دختر شده بچه درس خونه اون كلاس!!!!!يكي ديگه از بچه ها با پا و كفش كوبيده تو سر دوستش،شوخي شوخي!!!دو روز چشمش قرمز بوده و سر درد و حال بد و حالا هم دكتر و عكس و آزمايش!!الكي الكي،مامانش اومده بود مدرسه كه خانواده اوني كه بچه منا زده بايد بياد خسارت بده،مامان اون يكي اومده مي گه اين كه چيزيش نيست،اگه چيزي شده بود سرش كبود مي شد!!!!!!!!!!!با شنيدن اين جمله چشماي من گرد شد!!
يكي از دبيرا چند ساعت به جاي يكي ديگه رفته سر كلاس،حالا سر دادن حق الزحمه مدير محترم نصف پولا داده بهش نصفشا گفته نمي دم مي خوام خرج مدرسه كنم!!
هر چي زجر مي كشيم تو اين مدرسه از نفهمي خانواده هاي بچه هاست،مي آن مدرسه مي گن خانوم تو را خدا 4ساعت بچه منا تو مدرسه نگه داريد،من تو خونه نمي تونم نگهش دارم.....
دفتر مدرسه هم امروز بجث مهد كودك و معايب و مزاياي اون بود....
خدايا كمي آرامششش.كاش بچه هاي فردا درس خونده بيان سر كلاس.