ميثاقهاي عشق.....

براي امروز و فردا

پيمان مي بندم

نهايت شادي را به تو هديه كنم.

 پيمان مي بندم

نه در صداقت تو شك كنم و نه بي اعتماد,

بلكه حيات تو را با رشد و ژرفاي بيشتري غنا بخشم.

پيمان مي بندم

هرگز تلاش نكنم تا تو را تغيير دهم

بلكه تغييراتي را كه خود مي پذيري

بپذيرم

محبت تو را مي پذيرم بي آنكه دغدغه فردا داشته باشم

چون مي دانم

فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

دوباره محرم اومد هميشه از اون بچگي هام دوستش داشتم نمي دونم چرا شايد اون موقع ها مي دونستم وقتي اينقدي شدم تو همين ماهه كه يكيو خوشبخت مي كنم شايد مي دونسنم كه قراره همه ترديدام با ديدن يه معجزه بشن يقين .........

ديشب هيئت اومد و باز از پشت پنجره دلم پر كشيد ديشب شب اول بود تا دهم هر شب مي آن چقده خوبه چقده خوبه كه يه جايي يه زماني فقط تويي و خدا يكي هست كه ازش خجالت نمي كشي هر چي تو دلت داري بهش مي گي يكي كه با دل تو كار داره اوني كه كار به ظاهرت نداره كار به منصبت نداره فقط به سفيدي هاي قلبت نگاه ميكنه اوني كه وقتي بهش مي گي پيش خدا باست شفاعت بگبره ازش التماس دعا داري نمي گه اين حرفا به قيافت نمي آد نمي گه تو كجا خدا كجا هستن اونايي كه مي شناسن دلو .......چقده خوبه  كه حد اقل سالي يكي دوبار يادم مي افته انسانيت وخيلي چيزاي ديگه رو .....همين كه هنوز دلم روشنه يه دنيا مي ارزه يه دنيا......

مي دوني حالا دردم چيه محرم پارسال دردم دوا شد سال قبلشم حاجتم روا شد مامانم خوب شد سال قبلترشم باز يه حاجت ديگه ولي همه اينا يه طرف پارسالي يه طرف هر وقت يادم مي افته بينهايت  شكرت مي كنم چقدر خوبه كه آدم مطمئنه تنهاش نذاشتي خيلي قشنگه وقتي مي بينم حرفاما مي شنوي و جواب مي دي فقط شرطش اينه كه دلما باهات صاف كنم و توكل كنم بهت ...

خدايا بازم تنهام نذار اين دفعه راهم به خير بگذرون تو كه مي دوني من فقط تو را دارم

مي دونم مي گي من بچه بدي ام خودم مي خوام وبعدم به تو ميگم چرا سرنوشتما اين جوري نوشتي اما تو كه مي دوني من يه وقتا خوب آخه فقط تو را دارم كسي ديگه ايو ندارم كه بهش نق بزنم تو كه ميدوني نق زدنام فقط از رو تنهاييه اين دفعه هم كه من با كسي كار ندارم خودمم و خودت نه به خاطر من به خاطر اوني كه چشم اميدش منم نذار بشكنم نذار شكستما ببينه به خدا طاقت نداره مي شكنه خدا ..........

خدايا فقط به تو محتاجم

خونه من خلوته  وآروم منم باسه همينه كه اينجا موندني شدم كسي بهم كاري نداره منم به قول آقا امير هر كي بهم سر ميزنه بازديدشو پس مي ديم سكوت اينجا دلنشينه روزي كه اومدم اينجا نمي خواستم از خيلي چيزا حرف بزنم اما اين سكوت بهم داره جرات مي ده يه عمر دنبال يه جاي خلوت و آروم بودم يه جا كه فقط منم و خدا و چندتا يي هم كه مي آن دلاشون رنگي نيست آدمايي كه وقتي مي ري به خونشون سر ميزني دلت آبي بر مي گرده ...

برام دعا كنيد

اگه  بهت نمي گه دوست دارم چرا فكر مي كني از رو غروره كه نمي گه خوب شايد واقعا دوستت نداره كاش آدما را مجبور نكنيم به خاطر دل ما دروغ بگن و بعدم متهمشون كنيم كه باهامون بازي كردن چقدر بد جنس مي شيم بعضي موقع ها .......

من تو اين 21 سال عمرم به چشمم ديدم كه زندگي نمي خواد دل عاشقا را بشكنه امان از دست خودمون صبر وقرار كه نداريم آخر سرم همه كاسه كوزه هارو رو سر سرنوشت و قسمت  و زندگي مي شكنيم.

فقط به خاطرت بيار كه زندگي يه فرصته

                                      براي اون مسافري كه تشنه محبته............