رفتي سفر سلامت

به شكوفه ها به باران برسان سلام ما رو...

نبودت مطمئنا" خوب نيست ولي مهم اينه كه تو خوب باشي ،هر كجا كه هستي ...

غزل بانو طلوعي كن كه اين پاييز بي رويا باسه چشماي بارونيم سرودي رونمي سازه .كنارم باش و باور كن كه با دستاي آلوده پرستو رو صليب شهر بهاري رو نمي بازه.دارم دنبال يه جمله واسه آواز مي گردم.بازم پر پر مي شن گلها بازم پروانه ها مي رن .يكي كاش مي دونست بهار ما زمين خورده.هيچ كي نمي پرسه چرا آينه ها چين خورده...
نرنج از من كه از بادم ،ندارم مهلت موندن...

نوشتم بالاخره يه نامه براش
يه جورايي خداحافظ عزيزم
از معدود آدمايي كه از حضورشون تو زندگيم خوشحالم...هنوزم مي گم ارزششو داشت...
هميشه پيروز باشه هر جا كه هست،پيش هر كي كه هست....
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 18:8 شماره پست: 172

blood-cand:دوران تنهاييم؟ ...اگه منظورت اون نامه هست كه بايد بگم چيزاي خيلي واجبتري بود كه بنويسم تا اينا...
امير:آي مي چسبه.
نيروانا:خوب اگه قرار به موندن بود كه اون چيزا مي شد وظيفه نه محبت و اين حرفا،چون رفتني بود حالا مي گم ارزش داشت...
ياسي:مباركه!من كه هر بار از جناب دوست مي نويسم بايد يه توضيح كامل و مبسوطم به تو بدم؟اون دفعه كه گفتم برات، همون....
صادق:سلام، تنوعو دوست دارم ولي تا جايي كه به زحمت نيافتم ،گمونم 10سالي بشه كه دست به دكور اتاقم نزدم!
اين كه سه تا سوال بود!
1-رهاش نكردم...ولي خوب وقت سفر كه برسه ديگه منتظر من نمي مونه ،مسافرشو بر مي داره مي ره.با ارزش بودنش دليل نمي شه كه اسيرش كنم مي شه؟
2و3-اون ارزشي كه من گفتم ،اين نبود كه يه شخص فلان قدر و به فلان دليل با ارزشه.چيزايي كه بينمون بود ارزششو داشت.ساده ترش اين كه لياقت داشتن خيلي چيزا رو داشت،ارزش اون احترام و حرمتي كه براش قائل بودمو داشت...اتفاقا"اين احترام الان خيلي هم بيشتر شده ولي خوب زندگي هميشه كه به خواست ما نيست!...آدم كه نمي تونه تا هميشه با دوستش بمونه!...يه موقع ها بايد گذاشت و گذشت...
*******
يه توضيحم بدم كه ايني كه من نوشتم بيان يه حس بود،يه روز من يه كاري كردم كه وقتي جناب دوست پرسيد چرا؟گفتم تو ارزشت بيشتر از اين حرفاست،بعدش پيش خودم گفتم شايد الان كه داغم دارم اين حرفو مي زنم،ولي امروز هنوزم به حرفي كه زدم اعتقاد دارم،هنوزم مي گم ارزششو داشت...همين!

من تا حالا از سندي خوشم نمي اومد،اما اين روزا نمي دونم چي شده گير دادم به اين آهنگه.
اگه خدا بخواتش اجازتو مي گيرم مي رم بازار كويتي هر چي بخواي برات مي گيرم
آقام مي آد از دبي برات رولكس مي آره
عموم مي آد از ژرمني برات مرسدس مي آره
يه عروسي مي گيرم كه به صد ميليون بيارزه
رقصو بزن و بكوب كه زمين و زمون بلرزه
دلم چينه دلم چينه خاطر تو دختر
دلمو چين چين چينه خاطر تو دختر
هي مي گي كه اول بايد ديپلم بگيري
وقتي كه تو  زنم بشي ليسانستم مي گيري
تو خودت كلاست بالاست و زرنگ و تيزي
بيا تا ماچت كنم خيلي برام عزيزي..
كارم به كجاها داره مي رسه؟!
بدم مي آد از سندي يكي بياد اينا رو پاك كنه....