من چه کنم اينقدر اين بار عمر خوشي هام طولاني بود که حس مي کنم همه چيو بار اوله داره مي بينم باز دست و پامو گم کردم باز عجله کردم و تند رفتم...کجاست اون آرامشي که من بايد تيکه هاشو بهم مي چسبوندم حس مي کنم اين بار بيشتر آشفتتون کردم ...اولش دلم مي خواست يه بار برا هميشه همه چيو تموم کنم کردم ولي هيچ کدوم نفهميديد منظورما من اين بار با همتون برخورد کردم ولي آخرش خراب کردم کم آوردم مي دونم تو بي تقصيري منو ببخش گفتم تقصير خودته ...به خدا طاقت ديدن چهره در هم رفتت پر غصه و له شدت و ندارم...
کاشکي خدايا کمک مي کردي لعنت به من چي مي گم مي دونم دست تو پشت سرمه خدا...فقط يکم فهم يه سري چيزا را آسون کن براش تو که تنهاترينمي ...بهم نيرو بده خدا ....
مي گن اگه مي خواي يکيو سير کني برا يه روز بهش ماهي بده اگه مي خواي يه عمر سير باشه ماهيگيريو يادش بده ..اون روزا که مي خواستم باشي و مرحم دردام بشي نبودي نخواستي بشنوي تا دلم سبک بشه ولي يادم دادي بنويسم تا هميشه بتونم دلمو سبک کنم مي دونستي که قرار نيست بموني نخواستي بهت عادت کنم ؟......نازنين من تو چي بودي ...حيف که اين چيزا رو حالا فهميدن فقط دردمو بيشتر مي کنه ....ازت ممنونم کاش زندگيت خوب باشه حداقل....
خدايا نخواستم ناشکري کنم فقط رو دلم سنگين شده بود و بد عادتم که شدم دو سه هفته تو يه جاده صاف بودم حالا يهو اين چاله جلوم چي مي خواست؟؟
شکرت خدا ...بازم بگم بالاخره يه روز درست مي شه؟؟؟باشه ..من منتظر مي مونم ...کاش يه خورده با عرضه تر بودم.....