دو روزپيش قرار بود من خروجي هاي پروژمو بگيرم برم سراغ طراحي سقفهاش.كلي جلوتر از برنامم بودم چون سه هفته شبانه روزي روش كار كردم،...من بيچاره از روز اول همه سازم زرد و قرمز و بنفش بود،اينا گفتن تنشاش زياده بكشش طرف زرد،حالا امروز مي گن زردا اقتصادي نيست و زيادي قوي مي شه،سعي كن بنفش كني...من كه از اول مي دونستم بايد بنفش باشه چرا اينا منو ترسوندن؟نشستم دونه دونه مقاطعو عوض كردم تا بنفش بشن...بعدش داشتم آناليزش مي كردم كه برق رفت و همه كاراي من رو هوا رفت!.گفتم باشه عيب نداره دوباره كه برق بياد از اول بنفشش مي كنم...برق كه اومد هر چي كامپيوترو زير و رو كردم خبري از فايل پروژم نبود كه نبود...يعني بودا ولي وقتي بازش كردم به تنها چيزي كه شبيه نبود پروژه من بود...دوباره از اول و ب بسم الله نشستم سرش...
نكته بعد اينكه آدم بره تو بيابون گم بشه ولي سر و كارش به محضر نيفته.مسخره ترين جايي كه تو عمرم رفتم محضر امروز بود...
هنوز بارون ،چرا تمومي نداره امسال؟هر چند فقط يه نم كوچولو بود با يه عالمه رعد و برق...
باسه با تو بودن يه آشيونه ساخته بودم
همه هستيمو رو اين ساختن باخته بودم
يه روز يه شكار چي تيراشو كمون كرد
پراي قشنگتو رو ابرا نشون كرد
گم شدي تو آسمون هراسون
ديگه شد دنيا باسم يه زندون ...
حالا آشيون چوبي قصه هاي بارونيش عبوسه،داره زير چتر بارون تن خيس لحظه هام مي پوسه...

اين برنامه نود هميشه اي قدر باحاله؟من كه نمي دونستم چي به چيه و كي راست مي گه كي داره ماست مالي مي كنه ولي كلي حال كردم قلعه نويي برگشت گفت ما با شبكه سه دشمنيم.اين فردوسي پور فكش چسبيده بود به زمين!...يه جاشم كه مي گفت ترور شخصيت كردين بازيكن منو!عادلم مي گفت فيلمش هست مي‌آرم بگو ببينم كجا ما ترور شخصيت كرديم...يه چيزايي مي گفت كه معنيش مي شد اينكه تو كه خودت ننشستي برنامه رو ببيني اون كلاغا هم خبراي اشتباه برات آوردن
...يه جاشم اون كارشناسه بهش برگشت گفت آقاي قلعه نويي ادبياتتو درست كن اگه مي خواي همچنان مربي بموني...كلي خوشم اومد اينقدر بي پرده حرف مي زدن...بماند كه قلعه نويي با ادب هم جوابشو داد...
از اون ور اين بحث خبري شبكه دو! با اين فوت رئيس خبرگان ...يارو رو آوردن از خوبي هاي خدا بيامرز بگه بعد اون همه تعريف كرد ازش كه من يكي داشتم خر مي شدم يهو زد همه رو خراب كرد...
تو زموني كه پيامبر بود خوب ساده زيستي يعني لباس مندرس و اينا بود ولي الان كه ديگه اينا معني نداره ،مگه خودشون نگفتن به اقتضاي زمان رفتار كنيد؟آخه رئيس خبرگان مملكتو آدماي بي بضاعت بيشتر مي بينن يا جامعه بين المللي كه ...شيك بودن و تميز بودن با ساده زيستي يعني تضاد داره؟كه يارو ذوق كنه به اينكه كه كفشاش اين قدر كهنه بوده كه همين رهبر كه اون وقتا رئيس جمهور بوده براش كفش بخره و بگه بايد اينا رو بپوشي و اونا بايد برن موزه!...خوشم نيومد.