يك روز از خواب پا مي شي
مي بيني رفتي به باد
هيچ كس دورو برت نيست
همه رو بردي از ياد
چندتا موي ديگت سفيد شد
جشن تولد تو باز مجلس عزاست
بريدي از اساس
غوز پشتت بيشتر شد
شونه هات افتاده تر
پيرامونتو ببين با دقت
 مي سوزن خشك و تر
اين كه زاده آُسياييو مي گن جبر جغرافيايي
اين كه لنگ در هوايي
صبحونت شده سيگار و چايي
اي عرش كبريايي چيه پس تو سرت
كي با ما راه مي آيي جون مادرت
 اين كه دستاتو رو سر مي ذارن
اين كه با تو هيچ كاري ندارن
اين كه تو بازيشون راهت نمي دن
اين كه سر به سرت مي ذارن

اين آخرين يادگاريه كه ديشب گرفتم،زدم به سيم آخر و شروع كردم دلمو صاف كردم ولي وسطش پشيمون شدم و دلم نيومد همشو بگم.يه سري چيزا باز موند برا خودم...شايد اين جوري بهتر باشه

زهيچ موسيقي به اندازه موسيقي هاي تركي بيزار نيستم.نيستين ببينين دو روزه چه جوري تو گوشم از اون تاركانشون تا مصطفي سندلشون داره مي خونه.!!!اصلا" گوششون نمي دم فقط مي شنومشون.يكي بياد اين دكمه اي كه باهاش مي شه آهنگو رد كرد به من نشون بده...دچار خود آزاري شدم.
هوس يه عشق اسطوره اي دارم.دوتا ديگه از اين آهنگا بشنوم كارم تمومه.يكي بياد پاكشون كنه...
هوس يه دسته گل گنده كردم ،گلاشم به سليقه دهنده اش باشه.
من خوبم فقط امروز از يه برج 140-50 طبقه شوت شدم پايين.اينكه هنوز زنده ام و نمردم بماند،برنامه فردا رو چيده ام ،صعود به بالاي برج ميلاد.چي كار كنم خوب بزرگترشو نداريم..
مامان پسر همسايه امروز اومد خونمون ،خوب من از بچگيام مي دونستم اين خانم مثل خودم چايي خام دوست داره(اون وقتا بيشتر مي اومد خونمون)اينقده خوشحال شد هنوز يادم بود چه مدل چايي دوست داره.هر كار كردم نتونستم از زير زبونش بكشم بيرون كه اين پسرش يه موقع ها غيب مي شه آيا شغلش شيفتيه؟و اينكه چه كارست...حرصم در مي آد ديگه نمي بينمش،فقط اين كبوتراش كه تو بيشتر موقع ها بر فراز حياشون مي چرخنو مي تونم ببينم.چرا نمي شه حياطشونا ديد؟..ولي خدايي چه قده خوشگل واز مي كنن اين كبوترا.يه دايره رو مدام دور مي زنن كه مركزش صاحبشون نشسته.اينم يه رديابه برا من كه بفهمم پسر همسايه در كدام نقطه زمين قرار دارد...چزا فرار نمي كنن؟!
تركان محترم لطفا" ترجمه كنيد: تاما توما تاما توما اسلا نمي دونم بقيشو يعني نمي فهمم...جمع كنم بساطمو كه...